لیلیـ نام تمام دختران زمین است

وسـیــع بـاش، و تنــهــا،و سـربه زیــر، و ســخـتـ

با فاصله‌ای امن که آسیب نبینی،بنشین و فقط شاهد ویرانی من باش*


" چنان تنهایی وحشتناکی احساس می‌کردم که خیال خودکشی به سرم زد،

چیزی که جلویم را گرفت این فکر بود که هیچ‌کس ، مطلقا هیچ‌کس از مرگم متاثر نخواهد شد

و من در مرگ خیلی تنهاتر از زندگی خواهم بود . "


تهوع - سارتر 



*عنوان از سیدتقی سیدی 

۴ نظر
nobody
۱۱ خرداد ۰۲:۰۶
البته که تنهایی حس خوبی نیست
ولی دلیلی هم نمیشه برای نوشتن از مرگ

پاسخ :

اتفاقا فکر میکنم ادم اکثرا وقت‌هایی که عمیقا تنهاست حق داره که به مرگ فکر کنه 
nobody
۱۱ خرداد ۰۲:۳۴
به هر روی دور کردن احساس منفی یکی از ملزومات هست چه در تنهایی و چه غیر اون

پاسخ :

بله درسته ، ولی عمل کردن بهش سخت تر از گفتنشه 
ستاره
۱۹ خرداد ۱۱:۱۲
بارها و بارها به این نقطه رسیدم.. شاید تنها دلیل پشیمون شدنم پاره ی تنم باشه که همیشه بهم میگه: هیچ وقت نمیر مامان!

و فکر میکنم این که تصمیم بگیری به جای خودکشی تن به زندگی توی سختی بدی خودش بالاترین شهامته!

و اینکه خواهش میکنم هروقت این تصمیم وحشتناک به ذهنت رسید به دلایلی که برای زندگی کردن وجود داره فکر کن.. مرگ دیر یا زود میرسه.. زندگی کن و به تاثیرِ خوبی که می تونی روی دنیات بذاری فکر کن.. ان مع العسر یسرا.. سختی و راحتی با هم همراهن.. یه ذره که تحمل کنی راحتی هم خودشو نشون میده.... 

دوستت دارم دختر خوب.. مراقب خودت باش همیشه. 

پاسخ :

نقطه‌ی تلخ ،
به نظرم وقتی از نهایت دلتنگی بهش میرسی اینکه تو اون شرایط بخوای دلایلت برای زندگی رو به خودت یادآوری کنی خیلی سخته ولی خب تنها خوبیش اینه که اینکار هم یه جرئتی میخواد که من ندارم :) و البته محکم ترین دلیلی که منو به دنیا وصل کرده و مانع کندن ازش میشه مامانمه ، همونطور که پسرهات تو رو به دنیا وصل کردن :) این دلایلمون همیشه سلامت باشن الهی ..

تو هم همینطور :))
ستاره
۱۹ خرداد ۱۱:۱۵
تولدت مبارک دخترِ حوایِ نازنینم ....

پاسخ :

ممنونم عزیزم ^_^
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
About me
ای کاش که جایِ آرمیدن بودی
یا این رهِ دور را رسیدن بودی
کاش از پی صدهزار سال از دل خاک
چون سبزه امید بر دمیدن بودی
.
.
.
شاید آدم باید جایی رو داشته باشه که شکل خودش باشه ، شکل خودش فکر کنه ، شکل خودش حرف بزنه.
اینجا برای من یه همچین جاییه و از شخصی ترین حرف هام میگم توش ، شاید تکراری ، شاید خسته کننده و گاها غمگین ،اما اینجا ، من ، دقیقا شکل خودمم ، بدون سانسورهای هنجار پسندِ هرروزه !
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان