لیلیـ نام تمام دختران زمین است

وسـیــع بـاش، و تنــهــا،و سـربه زیــر، و ســخـتـ

شب است و با هم در این گردباد همسفریم

Bloom 


داشتم به لیستی که آخر اسفند پارسال اینجا نوشته بودم نگاه میکردم ، و در کمال ناباوری به این نتیجه رسیدم که به اکثر موارد اون لیست عمل کردم ! با بستن اکانت اینستاگرام تقریبا زمانی که با اینترنت میگذروندم رو به نصف رسوندم که خب بازم زیاده ولی خوبه . بعد از سه سال دوباره گیتار رو شروع کردم  و جز محدود بخش های دلخواه زندگیم همین زمانیه که دارم ساز تمرین میکنم . اون کتاب راهنمای داستان نویسی رو تا وسطاش خوندم ولی چون تقریبا تو تمام صفحاتش تاکید میکرد که زیاد بخونید ! حس کردم باید اول به لیست بلندبالای کتاب های نخوندم برسم و دوباره از اول اون کتاب رو شروع کنم ، و نسبت به سال قبلش دوبرابر کتاب خوندم و این خودش خیلی کمکم کرد.ولی هنوز فکر میکنم خیلی کمه چون زمان های پرتی زیادی دارم !یه کلاس داستان نویسی هم رفتم که دو جلسش قبل عید بود و بقیه اش افتاد اینور سال،واسه یادگیری یه سری تئوری ها وگرنه من جز دسته ای ام که فکر میکنم یه سری کارها رو تو کلاس یاد نمیدن . تابستون با مامان رفتم شیراز و من چقدر این شهرو دوست دارم ! فکر میکنم اگه بین کشور مورد علاقم و شیراز بهم بگن میخوای کجا زندگی کنی انتخاب برام یکم سخته ! و مامان ، مامان خوش سفرترین آدمیه که باهاش سفر کردم ، و دلم میخواد تقریبا هرسال یه برنامه ی سفر دونفره باهاش داشته باشم بدون حضور هیچ شخص سوم دیگه ای . برای عکاسی کار خاصی نکردم ! فقط در همون حد که از جایگاه صفری که پارسال توش بودم یکم ارتقا پیدا کنم :/ !! که خب کم کاری خودم بود !

واسه 97 بیشتر چیزایی که برای خودم جز برنامه قرار دادم برمیگرده به خودم و یه سری تغییرها تو ویژگی های شخصیتیم . اینکه بزرگ شم واقعا ! اینکه بیشتر یاد بگیرم و بیشتر خودم رو دوست داشته باشم و بیشتر برسم به دلم و کمتر آرزوهام رو فریاد بزنم و بیشتر براش تلاش کنم ، بیشتر کتاب های خوب بخونم و فیلم های خوب ببینم و تجربه کنم و کمتر به نفرت هام فکر کنم ، اصلا کلا کمتر راجب آدم ها فکر کنم !! چه بساطیه تو مغزمون همه هستن آخه :/ و خیلی چیزای دیگه که بیشتر شخصیه !

این میون یه سری کارهای دیگه هم هست که دلم میخواد بهش برسم تو همین سال ، زبان انگلیسی رو به سر منزل مقصود رسوندن :/ ورزش رها کرده رو دوباره آغاز کردن و در کل جمع و جور کردن چیزای نصف راه ول کرده و عذاب وجدان بخاطرش کشیده .

چیزایی که تو دفترم واسه خودم نوشتم خیلی بیشتره که نمیشه همشو نوشت اینجا،

اینا رو نوشتم چون فکر کردم پارسال نوشتن اون کارها اینجا باعث شد برای انجام دادنشون اقدام کنم چون هی فکر کردم حداقل یه نفر اونارو خونده و سال بعد میگه اون همه چرت و پرت گفت پارسال همه رو یادش رفت :/

حالا دیگه باید ببینیم 97 چی میشه ، سالی که با دلتنگی شروع شد و الان به حالت خنثی داره میگذره !

پی‌نوشت:چقدر من اینروزا حالم عجیبه ، نه خوبم نه واقعا بد ، نه شادم نه غمگین !

پی‌نوشت 2 : عکس واسه شکوفه های درختیه که میگفتن آلوچه جنگلیه . حالا آلوچه جنگلی چیه و فرقش با الوچه معمولی چیه رو نمیدونم !

About me
ای کاش که جایِ آرمیدن بودی
یا این رهِ دور را رسیدن بودی
کاش از پی صدهزار سال از دل خاک
چون سبزه امید بر دمیدن بودی
.
.
.
شاید آدم باید جایی رو داشته باشه که شکل خودش باشه ، شکل خودش فکر کنه ، شکل خودش حرف بزنه.
اینجا برای من یه همچین جاییه و از شخصی ترین حرف هام میگم توش ، شاید تکراری ، شاید خسته کننده و گاها غمگین ،اما اینجا ، من ، دقیقا شکل خودمم ، بدون سانسورهای هنجار پسندِ هرروزه !
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان