لیلیـ نام تمام دختران زمین است

وسـیــع بـاش، و تنــهــا،و سـربه زیــر، و ســخـتـ

آمادگی برای مبارزه در باشگاه مشت زنی

یه جمله ای هم هست که حتما خوندین یا شنیدین : آرامشی را که امروز دارم مدیون انتظاری ست که از کسی ندارم . من به حقیقت محض بودن این جمله اعتقاد دارم ولی عمل کردن بهش یجور عجیبی سخته .

یعنی من باید بتونم با دوست های عجیب غریبم بگم و بخندم و انتظار نداشته باشم وقتی حالم بده اونا بیان بگن خرت به چند ! باید فامیل هامون رو دوست داشته باشم و انتظار نداشته باشم که اونا دقیقا مطابق علایق من باشن !باید اگه کاری از دستم بر میاد برای کسی انجام بدم و انتظار نداشته باشم که همیشه یادش بمونه و لااقل باهام درست رفتار کنه ! و خیلی انتظارات دیگه که معمولا از همه دارم خودم !

حالا یه درجه ی بالاتری از آرامش هم هست که وقتی به اون میرسی که اصلا انقدر" دیگران " دغدغه ات نباشن ! یعنی انقدر برات مهم نباشن ، کارهاشون ، حرف هاشون ، نظرشون راجب خودت و ... که خب اینم ندارم D: یعنی همش با خودم تو یه کشمکشیم که عامل اصلی همشونم همین دیگرانند . برام مهمه چرا فلانی باهام اونجوری رفتار کرد ! چرا وقتی داشتم باهاش حرف میزدم مثلا حواسش نبود ! چرا جلوم یجور رفتار کرد و پشت سرم اون حرف رو زد ! در واقع نمیتونم تو ذهنم انگشت وسطم رو حواله ی این دیگران کنم که مثه یه غول افتادن وسط مغزم :/ و این گاهی کلافم میکنه !

حالا از هفته ی پیش که کاراموزیام شروع شد تصمیم گرفتم این ترم انقد به دیگران و ما یتعلقُ بهِ شون اهمیت ندم ! در راستای همین تصمیم دشوارم هم امروز دوباره اینستاگرام ( این معضل هموارم ) رو بستم ! یعنی من درک نمیکنم وقتی انقدر اینستاگرام حرصم میده چرا مازوخیسم وارانه هی پیچمو دوباره باز میکنم ! اداها و تظاهرای ملت تو این مکان عقده گشایی یجوری حالمو بد میکنه که فک کنم اگه ماست و هندوانه رو با هم بخورم اونقد بد نشه !!!

تو روانشناسی ، یکی از علائم سلامت روان ، اینه که فرد چه در تنهایی چه در کنار دیگران حس خوبی داشته باشه و بتونه این رو بپذیره ! حالا حساب کنین چقدر سلامت روان داریم همه ! من یکی که خیلی با این فراری بودنم از مردم :))

راستی این ترم دوباره روانشناسی داریم ، میام از سخنان ارزشمند استادم آگاهتون میکنم !!

پی نوشت : عنوان هم درباره ی بازگشایی دوباره ی دانشگاه و ورودمون از خلوت خاص خودمون به جامعه ی دیوونه خونه ست :/

پی نوشت دو : از اونجایی که شروع فصل بی رحم تنهاییست ، احتمالا زیاده گویی هام اینجا بیشتر میشه ، پیشاپیش اگه میخونین ممنونم :)


۱ نظر ۰ موافق ۰ مخالف
محدثه //
۰۱ مهر ۲۰:۰۹
بیخیال بقیه... اصن مهم نیس چى میگن و راجبم چى فکر میکنن.
همیشه این جملات رو میگم به خودم و به اطرافیانى که میگن مردم اینجور و مردم اونجور... تو هم بیخیالش آقا.. والا :d
تبریک میگم، به جمع اینستاگرام گریزان پیوستى :))

رفتین دانشگاه؟! آقا ایول.. چقد خوشم میاد از دانشگاهایى که منظم هستن... واسه ما نوشته بود که کلاسا از ٢٥ شهریور شروع میشه اما هیشکى نرفت، نه استاد... نه دانشجو... امروزم براى یه کار ادارى رفته بودم دانشگاه، انگار نه انگار اول مهره...

پاسخ :

اره خب ، قبول دارم ولی عمل بهش یکم سخته .
=)
اره از هفته ی پیش بیمارستانا رو رفتیم این خفته هم بچه ها نتیجه گیری کردن نریم عقب میوفتیم از فرجه شون کم میشه !!://
ما هم رفتیم فقط یه کلاس تشکیل شد دوتا دیگه کنسل شد ، روز ثبت نام ورودی های جدید هم بود یه هرکی هرکی ای بود دانشکده 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
About me
شاید آدم باید جایی رو داشته باشه که شکل خودش باشه ، شکل خودش فکر کنه ، شکل خودش حرف بزنه.
اینجا برای من یه همچین جاییه و از شخصی ترین حرف هام میگم توش ، شاید تکراری ، شاید خسته کننده و گاها غمگین ،اما اینجا ، من ، دقیقا شکل خودمم ، بدون سانسورهای هنجار پسندِ هرروزه !
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان