لیلیـ نام تمام دختران زمین است

وسـیــع بـاش، و تنــهــا،و سـربه زیــر، و ســخـتـ

در آستانه ی بیست و دو سالگی

امروز که دراز کشیده رو تخت و خیره به سقف داشتم به مامان میگفتم به شوخی به مامان میگفت خب حست چیه که یه دختر 22 ساله داری؟ بعد یه لحظه با خودم فکر کردم که 22 سالگی چقدر زیاده !

اره 22 سالگی زیاده نسبت به حرکات بچگانه ی من ! نسبت به اینکه هنوز فکر مردم چقـــــدر برام مهمه ! که چقدر هنوز بچگانه خودم رو ندیده میگیرم ! هنوز عین یه دختر بچه واسه انجام کارهام دنبال یه حامی میگردم که پشتم باشه .

بعد فکر کردم من به اندازه 220 سال غصه خوردم اما حتی به اندازه 10 سال از عمرم رو زندگی نکردم و این یعنی شکست ! باید یه فکری واسه خودم کنم !

راستش رو بخواین تا حالا هیچ وقت از زیاد شدن سنم نترسیده بودم اما امروز دلم لرزید . شاید بگین حالا کو تا پیر شدن !! ولی وقتی امروز داشتم با خودم فکر میکردم که چرا اصلا توی این 22 سال حس رنگی و هیجان و کنجکاوی  تجربه نکردم و همش ترسیدم ! همش به دهن مردن نگاه کردم و از قضاوت شدن ترسیدم  و همش خواستم عادی و معمولی باشم ، و نفهمیدم چجوری 22 سال شد ! پس ممکنه خیلی سریع تر از این به خودم بیام و ببینم شده سی سالم و همین جایی هستم که الان بودم . و این ترسناکه ، واقعا ترسناکه .

روز تولدم همیشه یه روز عجیب بوده برام ! از شب قبلش هر سال ساکت میشم و میرم تو فکر ، هرسال برای خودم نامه مینویسم ، راس ساعت دوازده فال حافظ باز میکنم و از این کارها که ادم ها واسه دلخوش کردن خودشون میکنن، اما میدونم ، میدونم که همه چیز به خود ادمه با این که بیشتر اوقات اینو یادم میره .

بخوام رو راست باشم با خودم ، 21 سالگیم رو به مزخرف ترین حالت ممکن گذروندم، پر از سکون و غم و دلتنگی ...

باید کلی تلاش کنم تا بتونم بسازم خودمو ، یجور که سال دیگه این موقع بتونم به سالی که گذشت افتخار کنم و حداقلش از بیخودی گذشتن زندگیم انقد به دلشوره نیوفتم .

پی.نوشت : حس الانم : یه حس بین شادی و دلتنگی و ارزو و دلشوره و ...


۲ نظر ۰ موافق ۰ مخالف
محدثه //
۰۸ خرداد ۲۰:۵۲
تولدت مبارک عزیزم :)
امیدوارم ٢٢ سالگى ت به بهترین شکل واست سپرى بشه و توى همین یه سال، قد تمام اون ٢١ سال لذت ببرى و کیف کنى :x

پاسخ :

ممنونم دوست عزیز :))
چه ارزوی خوب و دلچسبی ، مرسی مرسیی ، با کلی قلب =))
ستاره
۰۹ خرداد ۰۰:۴۰
آخیش بالاخره باز شد وبلاگت... تولدت مبارک..  فکر می کنم دلچسب ترین بخشش باز کردن فال حافظ راس ساعت 12 شب باشه..
عمری لبریز آرامش و نور عشق داشته باشی..

پاسخ :

ممنون عزیز ترین ستاره :)
اره ، یجورایی فک میکنم این فال تو این شب درست تر از شبای دیگه مثه یلداست :)
ممنونم یه دنیا :) تو هم همینطور
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
About me
ای کاش که جایِ آرمیدن بودی
یا این رهِ دور را رسیدن بودی
کاش از پی صدهزار سال از دل خاک
چون سبزه امید بر دمیدن بودی
.
.
.
شاید آدم باید جایی رو داشته باشه که شکل خودش باشه ، شکل خودش فکر کنه ، شکل خودش حرف بزنه.
اینجا برای من یه همچین جاییه و از شخصی ترین حرف هام میگم توش ، شاید تکراری ، شاید خسته کننده و گاها غمگین ،اما اینجا ، من ، دقیقا شکل خودمم ، بدون سانسورهای هنجار پسندِ هرروزه !
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان